شیری یا روباه
هرگز با کرها پچ پچ نکن
و به کورها چشمک نزن
نه زیاد شیرین باش که قورتت بدن
نه زیاد تلخ باش که بالا بیارنت
بعضی وقتها روباه باش تا تله ها رو تشخیص بدی
بعضی وقتها شیر باش تا گرگها رو بترسونی
یادت باشه اندیشه حقیر ، انسان رو حقیر نگه میداره
نوشته شده توسط پژواک در پنجشنبه 24 اردیبهشت1388
ساعت 3:48 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
یادداشت کن
یادداشت کن : اگه همزمان دو خرگوش رو تعقیب کنی هر جفتشونو از دست میدی !
یادداشت کن : ذهن تو مثل چتر نجاته فقط وقتی عمل میکنه که باز باشه !
یادداشت کن : وقتی مشتتو گره کنی نه میتونی چیزی از جا بلند کنی و نه از کسی هدیه ای بگیری !
یادداشت کن : اونی که میتونه ( انجام ) میده اون که نمیتونه فقط ( انتقاد ) میکنه !
نوشته شده توسط پژواک در پنجشنبه 27 فروردین1388
ساعت 4:6 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
تنها راه آرامش
مغز انسان از محل حکومت خود و به تنهایی
می تواند
از بهشت ، جهنمی و از جهنم ، بهشتی بسازد .
اگر بتوانید مغزتان را آرام و فعالیت آنرا هماهنگ کنید
جسم شما هم از شانس کافی برای
به آرامش رسیدن برخوردار خواهد بود و
تنها راه آرامش مغز
خندیدن و شادمان بودن است
پس
کمی موسیقی گوش کن ،
برقص و بخند حتی به زور
آنوقت ببین
همین حرکات اجباری
چه تاثیر عجیبی در روحیه تو دارد
باعث تاسف است که ما
برای شاد بودن بهانه می خواهیم
اما برای غمگین بودن
هیچ بهانه ای احتیاج نداریم .
نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 28 بهمن1387
ساعت 1:2 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
زندگی هدیه ای حاضر و آماده نیست...
زندگی هدیه ای حاضر و آماده نیست .
تو از زندگی همان میوه ای را بدست می آوری
که بذر آن را کاشته ای.
بخاطر بسپار :
زندگی اسم نیست فعل است .
زندگی عشق نیست عاشق شدن است .
زندگی ترانه نیست ترانه خواندن است .
زندگی رقص نیست رقصیدن است .
یادت باشد:
اگر همه ی روزهای زندگیت یکسان باشد
معنایش این است که تو دیگر زنده نیستی.
یادت باشد:
شیطان یعنی غم و غصه و شادی یعنی حضور خداوند .
نوشته شده توسط پژواک در جمعه 20 دی1387
ساعت 11:27 قبل از ظهر موضوع داستان کوتاه |
لینک ثابت
آدم ها.....فقط ..کمی .....
همه آدمها با هم برابرند
فقط
پول دارها کمی محترم ترند
بچه ها کمی واجب ترند
خانم ها کمی مقدمرترند
سیاه ها کمی بدبخت ترند
پر رو ها کمی موفق ترند
جوان ها کمی غمگین ترند
با شخصیت ها کمی مظلوم ترند
شرقی ها کمی محبوب ترند
غربی ها کمی مرغوب ترند
روشنفکرها کمی منزوی ترند
صبورها کمی ماندنی ترند
هنرمندان کمی محدودترند
و بعضی ها........کمی ......... نه ........ خیلی..........منفورترند
نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 20 آبان1387
ساعت 9:40 قبل از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
یه شاخه گل...
چندتا دوست واقعی پیدا کن و
اونارو دو دستی بچسب
یه دوست واقعی اونیه که
وقتی میاد... که تمومه دنیا از پیشت رفتن
یه دوست واقعی اونیه که
حرفایی رو که تو هیچوقت به زبون نمیاری .....میدونه
یکی میگفت موقع مردن
اگه پنج تا دوست واقعی داشته باشی
بدون که زندگی خوبی داشتی
راستی یادت باشه یه شاخه گلی که در زمان حیات به دوستت میدی
خیلی بهتر از یک دسته گلیه که رو سنگ قبرش میذاری
نوشته شده توسط پژواک در جمعه 19 مهر1387
ساعت 1:2 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
خوب وبد
هی رفیق ، با توام ......بگو ببینم
تو زندگیت بیشتر تماشاگری یا بازیکن
بیشتر پاس میدی یا فقط منتظری بهت پاس بدن
بیشتر میخواهی گل بزنی یا که نه پاس گلم حاضری بدی
میگم .....................................
تا حالا آرزوهاتو فهرست کردی
از اون کوچیک کوچیکه ی دوران کودکی
تا اون بزگ بزرگه ی دست نیافتنی
اونا رو چک کردی که چندتاشونو براورده کردی
و چندتاشونو باید براورده کنی
ببین ..................................
تو به دنیا نیومدی که فقط رنج بکشی
تمام هستی نه خوبه و نه بد ؛ دنیا ، دنیاست
این تو هستی که میتونی خوب باشی یا بد
فقط تو .........هی رفیق ، با توام
نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 17 شهریور1387
ساعت 9:12 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
بیایید از کو دکان بیاموزیم
میدانید چرا کودکان راحت تر
با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند؟
بخاطر اینکه کمتر از هم توقع دارند
بخاطر اینکه خیلی زود همدیگه رو میبخشن
بخاطر اینکه کلماتی مانند کینه و نفرت رو
نمی شناسن
بخاطر اینکه ناامید نشده و
شادمانه به آینده نگاه میکنن
و درباره رفتار و سخن خود و دیگران
به تفکر و تحلیل نمیپردازن
به همین دلیل روابطشان بسیارساده ،
صمیمانه و دوست داشتنی است
بیایید کمی از کو دکان بیاموزیم
نوشته شده توسط پژواک در جمعه 25 مرداد1387
ساعت 1:18 قبل از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
رویاهاتو عملی کن
در زندگی به گونه ای باش
که درباره ات نگن :
بیچاره
در ۲۰سالگی
چشم از جهان فرو بست
و در ۶۰ سالگی
وفات یافت
پس محکم و دودستی به رویاهات بچسب
و با تموم وجودت اونارو عملی کن
چون اگر رویاهاتو از دست بدی
مثل پرنده بال و پر شکسته ای میشی
که دیگه هیچوقت نمی تونه پرواز کنه
نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 8 مرداد1387
ساعت 11:27 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
فرمول
میدونم زندگی سخته اما باید خطر کرد
هیچ چیزی رو از دست نمیدی
با دست خالی اومدی
با دست خالی هم میری
تو این مسیر پر خطر ممکنه گاهی هم بیفتی اما
وقتی که افتادی دیگه تخت رو زمین دراز نکش
این فرمول رو بخاطر بسپار
نه بار زمین بخور اما ده بار برخیز
این جمله رو با خودت تکرا ر کن
من خم میشوم اما نمیشکنم
راستی یادت باشه وقتی موفقی
که با آجر هایی که دیگرون بطرفت پرت میکنن
یه خونه محکم برای خودت بسازی
نوشته شده توسط پژواک در جمعه 28 تیر1387
ساعت 8:54 بعد از ظهر موضوع |
لینک ثابت
خوب و بد
هرگز با غرور و مباهات این جمله را نگوئید که :
پول چرک دست است و یا از پول بدتان می آید
یادتان باشد هر چه را تحقیر کنید
آن را از دست میدهید
هیچ چیز به خودی خود نه خوب است نه بد
این طرز( تفکر )شماست که بدان ارزش می بخشد
البته این مسئله هم یادتان باشد
تنها ماشین آلات نیستند که قراضه میشوند
لطفا مراقب قراضه شدن (تفکر )خود نیز باشید
نوشته شده توسط پژواک در شنبه 15 تیر1387
ساعت 9:58 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
ترانه آسمانی
باید هر لحظه از زندگی را جشن بگیری
که زنده ای، که احساس داری
که بهار را می بویی
که پائیز را می بینی،
که موسیقی را می شنوی
که طعم باران را می چشی،
که شبنم را لمس می کنی
که درد را تحمل میکنی
که دوستی را درک می کنی
و عشق را می فهمی
هر روز صبح گوش بسپار به
تمامی ترانه های آسمانی
و سند افسردگیت را با گفتن
جملات یاس آور امضا نکن
نوشته شده توسط پژواک در پنجشنبه 6 تیر1387
ساعت 6:32 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
روح
چرا دستتان را میشوئید؟
ج:برای رفع غبار
س: با غبار نشسته بر دل چه می کنید؟
جسمتان را چرا استحمام میکنید؟
ج: برای رفع آلودگی
س: روحتان را کجا استحمام میکنید؟
ظاهرتان را در کجا می بینید؟
ج: در آینه
س:روحتان را در کجا می بینید ؟
سلامتی جسمتان را با چه می سنجید ؟
ج: با ترازو
س:سلامتی روحتان را با چه می سنجید ؟
و.........جسم تان را با چه سیراب می کنید؟
ج: با انواع غذا ها
س: غذای روحتان چیست ؟
نوشته شده توسط پژواک در جمعه 31 خرداد1387
ساعت 9:16 بعد از ظهر موضوع |
لینک ثابت
هی با توام
هی با توام ، آره با تو ، خوب گوش کن
پاشوخودتو یه تکونی بده رنگ زندگیتو عوض کن
تا (خودتو ) نفهمی ( زندگیتو ) نمیفهمی
به خاطره (گذ شته ات )با احترام کلاهتو بردار
وبخاطر (آینده ات ) آستیناتو بالا بزن
(زندگی ) رو با( زنده بودن ) اشتباه نکن
خوردن و خوابیدن فقط وسیله ای هست برای زندگی
یادت باشه زندگی فرصتی هست که
فقط یکبار به منو تو داده میشه
یادت باشه هیچ راه میانبری وجود نداره
یادت باشه هیچ چیز ارزان بدست نمیاد
و یادت باشه (بهترین ) راه اغلب موارد
(سخت ترین ) راهه
نوشته شده توسط پژواک در یکشنبه 26 خرداد1387
ساعت 10:31 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
فقط تماشایش کنید
وقتی شادی به سراغتان آمد
سعی نکنید به آن آویزان شوید
سعی نکنید طو لانی ترش کنید
فقط به سادگی تماشایش کنید
اگر آمد......... بگذارید بیاید
اگر شما را تر ک کرد..... بگذارید برود
سعی نکنید محکم به شادی بچسبید
اگر بخواهید آن را به هر قیمتی حفظ کنید
آن وقت( رنج کشیدن) شما آغاز خواهد شد
پس فقط بنشینید و مشاهده اش کنید
آن وقت همه چیز برای شما آسان تر خواهد بود
نوشته شده توسط پژواک در شنبه 18 خرداد1387
ساعت 3:24 بعد از ظهر موضوع |
لینک ثابت
یادم باشد
یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بربخورد
و خطی ننویسم که آزار دهد کسی را
یادم باشد از چشمه درس خروش بگیرم
و از آسمان درس پاک زیستن
یادم باشد ستگ خیلی تنهاست
و باید با سنگ هم لطیف برخورد کنم
یادم باشد گره تنهایی هر کسی
فقط به دست خودش باز میشود
و پاکی کودکیم را هیچوقت از دست ندهم
یادم باشد زمان بهترین استاد است
و معجزه قاصدک ها را باور داشته باشم
یادم باشد قبل از هر کار با انگشت به پیشانیم بزنم
تابعد با مشت بر فرقم نکوبم
یادم باشد با کسی آنقدر صمیمی نشوم
شاید روزی دشمنم شود
و با کسی دشمنی نکنم شاید روزی دوستم شود
یادم باشد پل های پشت سرم را ویران نکنم و
قلب کسی رانشکنم
نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 7 خرداد1387
ساعت 11:3 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
اما اکنون میدانم
می پنداشتم مرگ وداع است
می پنداشتم مرگ سکوت است
می پنداشتم مرگ سقوط است
می پنداشتم مرگ خیانت است
می پنداشتم مرگ اسارت است
می پنداشتم مرگ گریه است
می پنداشتم مرگ بیزاری است
می پنداشتم مرگ شکست است
می پنداشتم مرگ نهایت است
اما اکنون میدانم
مرگ ..............راهی است
تا بدانم غنچه های زیبا از برای چه می شکفند
تا بدانم اسرار قطره های باران را
و درک کنم راز اشک های گرم کودکان را
نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 31 اردیبهشت1387
ساعت 10:17 بعد از ظهر موضوع |
لینک ثابت
آمدنت تصادفی نیست
هر انسانی با سرنوشتی خاص به دنیا میآید
باید وظیفه ای را به انجام برساند
باید کاری را به پایان برد
پس
آمدنت تصادفی نیست
آمدنت هدفی به دنبال دارد
کاری باید با دستان تو به جایی برسد
بدان
پیش از آنکه برنده باشیم باید بازنده باشیم
باید گاه بگرییم تا بتوانیم روزی بخندیم
باید آزمند باشیم تا روزی توانمند باشیم
اما
اگر پیوسته بکوشیم در پایان
پیروزی از آن ما خواهد بود
نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 23 اردیبهشت1387
ساعت 10:45 بعد از ظهر موضوع |
لینک ثابت
زندگی
زندگی لذت است از آن بهره ببر
زندگی زیبایی است تحسینش کن
زندگی شادمانی است با آن نغمه سر ده
زندگی تعهد است به آن وفا کن
زندگی مصیبت است صبر کن
زندگی نعمت است شکر کن
زندگی گرفتاری است تحملش کن
زندگی معما است حلش کن
زندگی هدف است به دستش آور
زندگی راز است کشفش کن
زندگی سفر است به پایانش بر
از زندگی نهراس و شهامت زندگی کردن را
داشته باش
نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 16 اردیبهشت1387
ساعت 1:20 قبل از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
قشنگترین شعر بلند پرواز
پرنده خوبم ، پرواز کن ، پرواز کن تا اوج آخرین ستاره
پرواز کن تا بلندترین اشعه زرین خورشید
پرواز کن تا بی نهایت
بساز رنگین کمان واقعی هستی را
و با خود ببر پیام برگ را ، چون...
چون اندیشه هم همراه توست و بدان که تا پهنه ی تمامی دشتهای سبز
و بلندای تمامی سپیدارهای جنگل ها ی پر رمز و راز
با تو خواهم پرید
و با هم خواهیم سرود
قشنگترین شعر بلند پرواز را
نوشته شده توسط پژواک در جمعه 30 فروردین1387
ساعت 10:31 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
ایکاش
ایکاش انسان را انسان نمی نامیدند
ایکاش زمین را زمین نمی نامیدند
ایکاش خورشید نام دیگری داشت
و ایکاش ماه..............................
ایکاش انسان را نمی کشتند
ایکاش زمین را نابود نمیکردند
ایکاش خورشید را نمی بردند
و ایکاش ماه.......................
نوشته شده توسط پژواک در چهارشنبه 21 فروردین1387
ساعت 11:49 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
قشنگ ترین رویاهای انسانی
باید سبز بود چونان تمامی سبزه زارها
باید سرخ بود چونان تمامی شقایق ها
باید آبی بود چونان تمامی دریاها و آ سمانها
و باید زرد بود چونان تمامی گندم زارها
آری باید رنگ بود و هویت بخشید
قشنگ ترین رویاهای انسانی را
نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 19 فروردین1387
ساعت 0:17 قبل از ظهر موضوع |
لینک ثابت
دلم گرفته بود ، بدون هیچ دلیلی ، همینجوری
دلم گرفته بود
نه از بیگانگان دشنامی شنیده بودم
نه از یگانگان مکر و نیرنگ دیده بودم
نه قرص نان را به اجبار زندگی
کنار سفره ی دیگران به دندان کشیده بودم
دلم گرفته بود بدون هیچ دلیلی ، همینجوری
در خانه دیگر نمیگنجیدم کلافه بودم
پی بهانه میگشتم هستیم را غبار غم گرفته بود
به خیابان زدم پای پیاده بی هراس مسافتها
بی فکر نزدیکی و دوری
دلم گرفته بود بدون هیچ دلیلی ، همینجوری
نمیدانم چگونه به ایستگاه انتظار رسیدم
بر روی نیمکت چوبی هی نشستم هی نشستم
ظلمت بود و نفس تنگی ،
آسمان هم گرفته بود و در چشم های من
باز باران گریه نم نم گرفته بود
زمان خداحافظی ، زمان جدایی ، جان کندن ، رنجوری
فصل هجرت ، فصل فاصله ها ، واماندن از ... قافله ها
دلم گرفته بدون هیچ دلیلی ، همین جوری
نوشته شده توسط پژواک در چهارشنبه 14 فروردین1387
ساعت 8:23 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
زیر بار زور رفتن
دو رویه زیر نیش مار خفتن
سه پشته روی شاخ مور رفتن
تن روغن زده با زحمت و زور
میان لانه ی زنبور رفتن
به کوه بیستون بی رهنمایی
شبانه با دو چشم کور رفتن
میان لرز و تب با جسم پر زخم
زمستان زیر آب شور رفتن
به پیش من هزاران بار خوشتر
که یک جو زیر بار زور رفتن
نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 12 فروردین1387
ساعت 3:25 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
گر شکستند قلم
خرم آن قوم که از بند ستم آزاد است
خانه اش از هنر اهل قلم آباد است
قلم آزاد چو شد ، زنده شود آزادی
گر قلم خرد شود بندگران آزاد است
گر شکستند قلم نیست شود آزادی
دین و ناموس و وطن در خطرو بر باد است
گر بریدند سر از قامت ما باکی نیست
گر شکستند قلم جای بسی فریاد است
بی قلم نغمه مرغان سحر خاموش است
درسرا پرده ی شب عربده ی صیاد است
با قلم کلبه ی ویرانه بهشت است ولی
بی قلم خلدبرین غمکده ای نا شاد است
نوشته شده توسط پژواک در شنبه 10 فروردین1387
ساعت 8:18 بعد از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
با تمام قدرت به پیش
آب مظهر پاکی ،زلالیت و درخشندگی بوده و هست
اما اگر این آب محدود شود ، راکد بماند و حرکت نکند
به منجلابی پر از عفونت و ناپاکی تبدیل خواهد شد
پس در آغاز سال جدید باخود عهد کنیم
با تمام قدرت رو به جلو پیش برویم
تا آرزوهایمان را به امید
و امیدهایمان را به عمل تبدیل کنیم
نوشته شده توسط پژواک در جمعه 9 فروردین1387
ساعت 11:28 قبل از ظهر موضوع |
لینک ثابت
سال نو مبارک
باز کن پنجره را
که بهار روز میلاد اقاقی را جشن میگیرد
جشن آریایی ها ،
جشن طبیعت
و جشن شکفتن گلها
بر شما مبارک
نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 28 اسفند1386
ساعت 6:15 بعد از ظهر موضوع |
لینک ثابت
دست نزن ، راه نرو ، حرف نزن
دست نزن! چشم، ببستم دو دست
راه مرو! چشم ،دو پایم شکست
حرف مزن ! چشم، قطع نمودم سخن
نطق مکن ! چشم، ببستم دهن
هیچ نفهم ، این سخن عنوان مکن ،
خواهش نافهمی انسان مکن
لال شوم ، کور شوم ، کر شوم
لیک محال که من خر شوم
چندروی همچو خران زیر بار
سر ز فضای بشریت درار
نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 28 اسفند1386
ساعت 1:47 قبل از ظهر موضوع |
لینک ثابت
مجاز
اول پر کردن شکم
دوم عشق ورزیدن
سپس نوبت به سرگرمی میرسد و
سرانجام مست کردن
این قانون است و همه ی آن مجاز است
اما به شرطی که پول داشته باشی
و گرنه هیچ کاری مجاز نیست
نوشته شده توسط پژواک در سه شنبه 28 اسفند1386
ساعت 0:5 قبل از ظهر موضوع ادبیات |
لینک ثابت
پرواز را فراموش کن
هر چه بیشتر اوج بگیری
در نظر مردمی که پرواز را نمیفهمند
کوچکتر به نظر میایی
پس
یا نظر مردم برات مهم نباشه
یا پرواز را فراموش کن
نوشته شده توسط پژواک در دوشنبه 27 اسفند1386
ساعت 6:7 بعد از ظهر موضوع |
لینک ثابت